بازتاب نفس صبحدمان

 

امروز عجب هوايی بود...دلم ميخواست از هر چی کلاس تو دنيا بيرون بيامو زير بارون قدم بزنم...البته با چتر!!! من بر خلاف اغلب آدما که دوست دارن بارونو روی پوستشون حس کنن از اينکه توی بارون يه سر پناه پيدا کنم و از اونجا بارونو تماشا کنم لذت ميبرم...
هيچ چيز به اندازه برخورد قطره های بارون به شيشه قشنگ نيست...

+ soorena ; ٢:۳٥ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٢۸ فروردین ،۱۳۸٢
comment نظرات ()