بازتاب نفس صبحدمان

 

امروز وقتی رفتم تو بخش ديدم که اتاقی که رو که مريض من توش بستری بود فرمالين زدن و تخليه کردن.گشتم دنبال مريضم که کاشف به عمل آمد که ديشب رفته تو کما!
بنده خدا فکر نکنم سالم از I.C.U مرخص بشه...از حدود سه ماه پيش که با تشخيص سل ريه تحت درمان بوده مدام وضعش بدتر شده تا اينکه استخوان و مغزش هم درگير شد و حالا هم که رفته تو حال اغما... با اتند که رفتيم ويزيتش کنيم فاميلاش پشت در منتظر بودن تا حالشو بپرسن و وقتی گفت که اميد چندانی بهش نيست زنش زد زير گريه...من فقط از محل دور شدم تا چشمم تو چشم زنش نيافته نميدونستم چی بايد بهش بگم...
.....................................
امروز کلی با بچه ها در مورد سارس حرف زديم...اينکه علايمش مثل سرماخوردگيه و از جمله مبتلايانش دانشجوهای پزشکی!
........................................
پريشب تو خواب داشتم فيلم خون يک شاعرو که پنجشنبه ديده بودم نقد ميکردم!از توصيف عناصر بصری گرفتم و رفتم جلو خلاصه تو خواب کلی حقايق نهفته برام مکشوف شد!
اينم از مزايای خواب ديدنه!
+ soorena ; ۳:۳٧ ‎ب.ظ ; شنبه ۳٠ فروردین ،۱۳۸٢
comment نظرات ()