بازتاب نفس صبحدمان

THE RING



ديشب يه فيلم ترسناک ديدم ازون فيلمهايی که از اولش خيالت راحته که شخصيت اصلی طوريش نميشه ولی بازم از لای انگشتات به صفحه تلویزیون نگاه ميکنی ببينی آخرش چی ميشه.
داستان به اينصورت شروع ميشه که دو تا دوست نوجوان دارن با هم بگو بخند میکنن و یکیشون از تعطیلاتش تعریف میکنه که اون یکی به مسخره میگه شنیدی یه فیلمی هست که هر کس اونو ببینه تلفنش زنگ میخوره و بهش میگن که تا ۷ روز دیگه بیشتر زنده نیست و بعدش به طرز غریبی کشته میشه؟و اون یکی میگه که هفته پیش که با دوستانش به تعطیلات رفته بوده به طور اتفاقی اون فیلم رو دیده...و چیزی نمیگذره که تلویزیون خود به خود روشن میشه و صدای جیغ دختر و...
فردا جسد دختر پیدا میشه که از ترس سکته کرده بوده و صورتش...!

ادامه داستان به پيگيری قضیه توسط خبرنگاری میپردازه که عمه(aunt) مقتول بوده و از قضا پسر کوچولوش از مدتی پیش شروع کرده بوده به کشیدن نقاشی های عجیب و غریب از یه دختر و یه خونه و یه اسب...خانم خبرنگار Rachel ميره به پیگیری قضیه که اتفاقی فيلم رو ميبينه... فیلم عجیبی از صحنه هایی از زندگی و خودکشی یک زن...که بعد ها میفهمیم قهرمان سوارکاری بوده... حالا اون ۷روز فرصت داره که بفهمه قضيه چيه....
نهايتا همه چيز به يه دختر ختم ميشه به اسم Samara که توسط مادر خوانده اش که همون خانم سوار کار بوده ـ که خودش سالها پیش خودکشی کرده ـ کشته شده بوده و در واقع در چاهی انداخته شده در حاليکه هنوز زنده بوده احتمالا تا ۷ روز! و حالا روح نا آرومش ميخواد همه رو از این جریان مطلع کنه...
صحنه آخر فيلم هنرپيشه ميگه حالا تکليف کسايی که اين فيلم رو بهشون نشون داديم چی ميشه؟؟؟

خب برای منی که هميشه از ارواح خبيثه و داستانهای ترسناک که قهرمانش يه آدم روانی باشه خوشم ميومده ديدن اين فيلم خالی از لطف نبود.مخصوصا که در رده فيلمهای اينچنينی که الان ماشالله کرور کرور ساخته ميشه فيلم خوبی محسوب ميشد... لااقل داستان فیلم خيلی مغاير عقل سليم نبود! و فراز و فرودهاش باعث میشد که بیننده روی صندلیش میخکوب بشه و تا آخر داستان رو دنبال کنه و خیلی هم به حدسیات خودش اعتماد نکنه چون همیشه داستان اونجوری که فکر میکرده پیش نمیره!
برای اطلاعات بیشتر اینجارو کلیک کنید.
+ soorena ; ۳:۳٥ ‎ب.ظ ; دوشنبه ۱٢ خرداد ،۱۳۸٢
comment نظرات ()