بازتاب نفس صبحدمان

 

خب بلاخره فيلم آقای مورتی رو ديدم و کلی ازش لذت بردم.
اتاق پسر فيلم روان و راحتی است که خيلی خوب ميشود با آن ارتباط برقرار کرد.
نانی مرتی علاوه بر کارگردانی نقش اول فيلم را هم بازی ميکند.داستان در مورد خانواده يک روانپزشک ايتاليايی است که در زمينه کاروهمينطور زندگی خصوصيش آدم موفقی است.
آدم بسيار آرامی است که بسیاریاز آنانی را که قصد پايان دادن به زندگيشان را داشتند به ماندن و زندگی کردن اميدوار کرده است.او نسبت به همسر و فرزندانش هم همانقدر دلسوز و مهربان است.
در ابتدای فيلم وقتی پسر نوجوانش از سوی مسوولين مدرسه متهم به دزدی از آزمايشگاه علوم ميشود او بر خلاف همسرش که قاطعانه چنين اتهامی را رد ميکند به قضیه با ترديد مينگرد و به خود میگوید که اگر واقعا پسرش دزد باشد مقصر خود اوست که نوجوانش را رها کرده است پس بيشتر به پسرش نزديک ميشود و البته در جلب اعتماد او موفق ميشود.
اما وقتی اين صميميت دارد به اوج خود نزدیکمیشود پسرش را در يک حادثه از دست ميدهد و از اينجاست که او ديگر نميتواند مثل سابق احساس خوشبختی کند ...احساس گناه مانع میشود...حال ديگر هيچ يک از روشهايی که در مورد بيمارانش به کار ميگرفته و در لابلای سکانس های فيلم در خلال گفتگوهايش با بيماران ميشنويم در مورد خودش کارگر نمی افتد.
در روز حادثه او بجای گذراندن روز تعطيل با خانواده به عيادت بيماری ميرود که تازه متوجه شده که به سرطان ريه دچار شده است.او همان کسی است که پيش از آمدن پيش او قصد خودکشی داشته و اکنون آنقدر به زندگی اميدوار است که با چنگ و دندان برای بهبود خود تلاش ميکند اما اينبار دکتر که او را مسوول مرگ فرزندش ميداند سعی در مايوس کردن او دارد.
در پايان عذاب وجدان باعث ميشود که او شغلش را رها کند و به درگيری های ذهنی خود بپردازد
در اين ميان ملاقات او با دوست دختر پسرش که حالا با پسری هم سن و سال خود به مسافرت دور ايتاليا میپردازد همه چيز را تغير ميدهد.در سکانس پايانی فيلم از ديد آدريانا که سوار بر اتوبوسی دور ميشود خانواده آندره را ميبينيم که گويی دوباره سرخوشی گذشته را باز يافته اند...
فيلم اتاق پسر بسيار ساده داستانش را تعریف می کند.بازی نانی مورتی در نقش روانپزشک بسيار باور پذيرو روان است.براحتی با او همدردی میکنیم و با خوشحالی از او جدا میشویم. همه چيز به خوبی کنار هم چيده شده تا از فيلم لذت ببريم.
+ soorena ; ٧:٢٠ ‎ب.ظ ; چهارشنبه ۳٠ بهمن ،۱۳۸۱
comment نظرات ()