بازتاب نفس صبحدمان

فرشته کوچولو

با اون چشمای درشت و سياه صورت گرد موهای حلقه حلقه و پيشونی بلند ش بيشتر شبيه به تنديس  فرشته ها بود تا يه پسر بچه چهار پنج ساله...اگه از دور بهش نگاه ميکردی شايد فقط غبطه ميخوردی...مامان بابا هر دو دکتر...پولدار وخلاصه هيچی توی زندگيش کم نبود...يه کوچولوی خوشبخت...

شش سال پيش که يه دفعه خبر يه ازدواج نا به هنگام رو شنيديم همه خوشحال شديم که بالاخره دکتر که به مرز چهل و چند سالگی رسيده بود با اون خاطرات تلخ گذشته تونسته شريک زندگيشو پيدا کنه...بعد از مرگ نامزدش که چند روز قبل از روز عروسی به خاطر هپاتيت اونو گذاشته بود و برای هميشه رفته بود ديگه کسی فکر نميکرد که به کسی دل ببنده...ولی ظاهرا اين دانشجوی جوان پزشکی بد جور دل استاد رو برده بود...همه شور و شوق از دست رفته ش برگشته بود...دوباره مثل پسرای هجده ساله پر از شور زندگی شده بود...عروسی در ضرب العجلی برگزار شد و سال بعد يه پسر زيبا به زندگيشون اضافه شد...پسری که با اون صورت قشنگش دل همه مادرها روبرده بود...اما تازه بعد از تولد اون کوچولو بود که اختلاف ها شروع شد...مادر مهربون امتحان رزيدنتی قبول شد و انگار نه انگار که بچه ای هم داشته باشه مشغول درس و کتاباش شد...فرشته کوچولو موند و يه دنيا محبتی که از مادرش انتظار داشت و هيچ وقت براورده نشد...

اون شب همه بودن...همه فاميل جمع شده بودن و پسر کوچولو در ازدحام بچه ها گم شده بود...خوابش ميومد...يه گوشه رو پيدا کرد و چشماش رو رو هم گذاشت...يکی از آشناها صداش کرد...بيا...بيا تو بغل من بخواب...به چشم به هم زدنی رفت و در آغوشش جای گرفت...چشم هاشو بست و خودش رو به نوازش های اون خانوم سپرد...آرامش و رضايت معصومانه ای توی صورتش موج ميزد...من از دور نگاهش ميکردم...مامانش يه گوشه نشسته بود و با يکی مشغول صحبت بود..تازه فارغ التحصيل شده و نگران آينده شغليشه...من به پسر کوچولو نگاه ميکردم...با خودم فکر ميکردم که مگه ميشه خدا همچين فرشته قشنگی رو به کسی ببخشه و در ازاش اون قدرشو ندونه...مادر برای من هميشه مقدس بوده...کلمه ای که همراه خودش خيلی چيزا ها رو داره...محبت دوست داشتن ايثار...بعد از اون پزشک همون بار معنايی رو برام داره...همون قداست مادر رو...ميشه کسی هم مادر باشه هم پزشک و اونوقت پسرش شبها در حسرت نوازشهای اون بخواب بره؟...

+ soorena ; ٩:۳٠ ‎ب.ظ ; شنبه ۱۱ امرداد ،۱۳۸٢
comment نظرات ()