ميل مبهم ابهام

ميگه خردادی ها اينجورين ديگه...ملونن...ميگم منظورت چيه؟...نميدونم من که هر چی خردادی ديدم اينجوری بوده...انگار روی يه تصميم نميتونن باقی بمونن دائم رنگ عوض ميکنن...خيلی زود يه تصميمی ميگيرن تصميم های خلق الساعه و بعد...ميگم اما من جونم در مياد تا يه تصميمی بگيرم...يه ذره نگاه ميکنه و ميگه نميدونم من که تو رو درست نميشناسم شايد کاملا هم اينجوری نباشه...ميگم من زياد به اين ماه ها اعتقادی ندارم...شايد هم واقعا متولدين ماه های خاص خصوصيات اخلاقی مشابه داشته باشن اما تاثير محيط و خانواده و جامعه و هزار و يک چيز ديگه رو ميخوای چی کارش کنی؟ ...اگه خردادی ها اونجوری که توی کتاب ها نوشتن هایپو مانيک باشن پس من چرا اينجوری نيستم؟...

يه چيزی که تا حالا خيلی شنيدم از دوستايی که فکر ميکردم منو خيلی ميشناسن اين جمله است...من که تو رو خيلی نميشناسم...و اين جمله هميشه يه بار منفی برام داشته...شايد چون من هميشه يه طرح ذهنی از آدما توی ذهنم دارم حداقل در مورد خط ذهنی اصلی آدمها...روی همون طرح کلی , اون آدمها توی ذهنم طبقه بندی و درجه بندی ميشن...از احترام خيلی زياد تا سلام و عليک و رد شدن...در مورد جزييات شخصيتی شون ممکنه نتونم نظر بدم اما اون خطوط اصلی چرا...نميدونم گفتن اين جمله برای يکی به نعل و يکی به ميخ زدنه يا حقيقت داره در هر حال من دوستش ندارم...

رمز و راز و ابهام هميشه برام جذابيت داشتن و دارن...اصولا چيزهايی که خيلی رو باشن رو دوست ندارم اما در مورد آدمها خيلی وقته که به اين نتيجه رسيدم آدمهای پر رمز و راز و اصولا غير متعارف از دور قشنگ ترن...نميشه نزديکشون شد چون بايد هميشه حرف ها و رفتار هاشون رو ترجمه کنی و در مقابل برای ارتباط برقرار کردن باهاشون اين قدرت رو داشته باشی که حرف ها و حس های خودت رو هم ترجمه کنی...به همين خاطر تقريبا ديگه طرف اين آدمها نميرم...از آدمهای ساده و راحت بيشتر خوشم مياد از آدمهايی که ته دلشون معلومه...عيب هاشون رو زير نقاب های مختلف موفقيت های شغلی و تحصيلی و غيره و غيره نمیپوشونن و هيچ ابايی از اينکه بگن چه عيب و نقصهايی دارن ندارن...خودم هم يه موقعی جز همين آدمها بودم همين آدمهای مبهم همين آدمهايی که دنيا رو از بالا قضاوت ميکنن همين آدمهايی که ...هر وقت اين جمله رو ميشنوم من که تو رو زياد نميشناسم ته دلم ميلرزه ...انگار يه چيزی توی وجودم صدا ميکنه: نکنه نکنه منم از همون آدمهای سخت و دير فهمم...از همون آدمهای پر رمز و راز... 

/ 11 نظر / 18 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ژاله

حوصله کنید ! می خواهم فقط مضمون گریه های شما را ادامه دهم ، با من می آیید ؟! ما به خودمان مربوطیم ، پشت سرمان حرف است ، هوای بد است ، حدیث است ما از پی رد پای باد نرفته ایم ، نمی رویم . ما دوست داریم ، علاقه داریم . می رویم کنج یک جای دور ، رویاهامان را یواشکی برای هم شبیه ترانه می خوانیم . ما به خودمان مربوطیم . ما زیر باران نشسته ایم طوری که شما فکر می کنید ما داریم رو به دریا گریه می کنیم . به روز شد

سورنا

رهای عزيز ميدونی ياد چی افتادم؟ ياد اين تبليغات درون برنامه ای جناب مديری!

ميل مبهم ابهام شايد ميل نباشه شايد اسکيزوئيد بيچاره ای باشد مثل من که تازه فهميده اسکيزوئيده و چه ها که نکشيده!

سورنا

شما يقينا اسکيزوييد نيستيد قربان اين ميل مبهم ابهام هم بيشتر در مورد آدم هايي گفتم که خودشون رو جور ديگه ای نشون ميدن راستی جناب بونوئل اين تيتر رو از شما عاريه گرفتم با عرض شرمندگی

مجيد

پس خداييش شما خيلی شانست بده چون تو اين ۵ ساله که من اين دانشگاه می رم ۵ بار هم نديدم اون دردندون پزشکی به کسی گير بده حتی روزهايی که مقامات می اومدن

ناتالی

ما حتا نمی تونیم ادعا کنیم خودمون رو می شناسیم!

nasa

زياد هم عجيب نيست اين ذات آدمی است که در مقابل نکات مبهم و اسرار آميز دچار وسواس فکری شود! زياد هم از اين آدمهای پر رمز و راز دوری نکن خيليهاشون چيزهايی برای گفتن دارند که يا نميتونن رک و راست بگن يا هيچوقت راه بيانشونو ياد نگرفتند!

علیرضا

این روزا نوشته‌هات سینمایی هستن ، عنوان این پستت را هم که از آخرین فیلم بونوئل‌خان! گرفتی. اما در مورد خود پستت باید بگم که والا ما متولدین ماه مهر از صاف و ساده بودن زیاد گاهی ضرر هم می‌کنیم ، کاشکی کمی خردادی بودیم!

سورنا

دکتر مجيدی دستتون درد نکنه:)))))))))))) آره من از شدت بيکاری همش در حال فيلم ديدنم

چندگانه

سلام سورنا. بابا جان وبلاگت رو پینگ نمی کنی آدم نمی فهمه نوشتی در نتیجه بعد از هزاری میاد و می گه سلام.می خواستم بگم منهم خردادیم. می خواستم بگم منهم اینی که نوشتی رو کاملا زندگی کردم، پارگراف آخر رو. من دقیقا از رمز آلود بودن خوشم میاد. ولی نه آدم های اینجوری. برای همین همیشه در حال توضیح دادن خودم هستم. شوخی که می کنم فوری اضافه می کنم شوخی بودا، جدی که حرف می زنم یه به خدای الکی می ذارم سرش، چون فکر می کنم طرف حتما نفهمیده. خیلی وقتا هم تا کسی رو می بینم که ازش خوشم میاد فوری شروع می کنم خودم رو توضیح می دم. که من اینجوریما. یه وقت فکر نکنی...به هر حال من می فهمم چی نوشتی. متاسفانه، خوش باشی خانوم دکتر عزیز