بوی يار می آيد همیD:

من الان دقيقا نميدونم مارکوپولو ام , زبل خان ام يا يک ذره که به سرعت نور در حرکته , اما در هر حال بنده طی اقدامی بشدت انقلابی به همراه دوست گرمابه و گلستانم سفری به چند شهر  و آبادی جهت يافتن مکان طرح انجام داديم بدون اينکه يک ذره به اين فکر کنيم که اين چند شب قراره کجا بخوابيم:))))))))))) اونم من وسواسی OCPD ! خود ملت اون حوالی و کادر درمانی بيمارستان ها  هم ازين کار ما کف کرده بودن...الان چون خيلی خوابم مياد و فردا صب هم بايد يه ماراتن ديگه رو شروع کنم نميتونم گزارش لحظه به لحظه اش رو بنويسم...فقط همين رو ميگم که خيييييييييلی خيييييييييلی خوش گذشت...خودم هم باورم نميشد که آدم کله مبارکش رو بندازه پايين و بيخيال دنيا در کسوت پزشک متعهد بره اون سر مام ميهن , چقدر همه تحويلش ميگيرن و چقدر دوست جديد پيدا ميکنه...و مهمتر از همه اينکه وقتی دوباره پات رو ميذاری توی اورژانس يه بيمارستان چقدر  لحظه های قشنگ انترنی و اون اورژانس های شلوغ برات تداعی ميشه چقدر بيقرار ميشی و هوايی , چقدر دلت بال بال ميزنه که دوباره اون روپوش سفيد رو تنت کنی و سنگينی اون نگاه هايی رو که به دستای تو دوخته شده احساس کنی و هم شرمنده بشی هم احساس کنی که مفيد ترين موجود روی زمينی...

وای من دارم بال بال ميزنم که برم طرح...ميدونم خيلی مسخره و مضحکه ولی اينو جدی ميگم....

بعد تحرير: در تفسير احوالات پزشک طرح نرفته فقط به دو نکته دقت کنيد ۱. اين احساسات يوفوريک يک خردادی اصيله که خيلی ش رو به حساب همون ماه خرداد و اين حرفا بايد گذاشت ۲. جان من  در برابر اين همه حس وظيفه شناسی و مريض نوازی اين حقير سراپا تقصير , طغرل وار يا وش يا گونه ابراز احساسات نکنيد, مرسی04.gif

/ 12 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
Heaven Searcher

امیدوارم احساس اسنکه مفيد ترين موجود روی زميني رو از دست ندی !

محمد جواد طواف

مبارک باشه، خوب، حانوم دکتر، طرح و کار کردن در مناطق محروم خوبی هایی داره و همینطور مشکلات و سختی هایی، خوشحالم که با خوبی داری به سراغش میری، ولی منتظرباش مریضا به جای پول بهت مرغ و تخم مرغ بدن، ... یا هر روز یکی از اهالی بیاد به خواستگاریت... :) .. اینا هم جالبن.

علیرضا

خوب ، گریزی از رفتن به طرح نیست ، طرح در کنار مشکلات و سختی‌هایی که داره ، چزای خوبی هم داره ، از یه طرف آدم به نوعی از تمدن به دور می‌مونه ، دیگه نمی‌تونه آنلاین باشه ، بلافاصله روزنامه و مجله‌ةآ را مرور کنه ، چه شب‌هایی که آدم آرزوی یه پیتزا ، یا با خانواده بودن به سرش نمی‌زنه(اولی مهمتره!) اما در کنارش یه تجربه جدیده ، مستقل شدنه ، دیدن یک ناحیه جدید و یه لایه متفاوت از مردمانه ، تازه آدم می‌فهمه که در جامعه هیچ چیزی نیست و چقدر نگاه بقیه مردم و سیلقه‌شون با خود آدم متفاوته.

مهشاد

kolli khoshgel bood matlabetoon . ye dafe havas kardam ke jaaye shoma basham ...

پدرام

سلام... ميگما طرحو اصلا ميخوای بيخيال شو...همين گردش و تفريح و سير و سفر خوبه دیگه!..نه غلام؟!

آذین

این هم یکی دیگه از احساسات ناب سورناییه دیگه!خوش به حالت !من که اسم طرح میاد پشتم می لرزه!ولی تو از اون پزشک دهکده های دوست داشتنی می شی.

مريم

نخواب وقتی که هم بغضت به زنجیره..... نخواب وقتی که خون از شب سرازیر ه..... بخون وقتی که خوندن معصیت داره ..... بخون با من بیا تا من ، نگو دیره .... سکوت شیشه های شب غمی داره .... ولی خشم تو مشت محکمی داره .... عزیزجمعه های عشق و آزادی.... کلاغ پر بازی با تو عالمی داره....... .

ماهی

نگفتی کجاها سر زدی؟

سیدعلی

سلام. می گی بعضی جاها اگر طرح برويد، حقوق خوبی می دهند؟ توی انتخاب ان شاء‌الله به اين نکته توجه داشته باشيد. همين