عروس ديشب...

ديشب آخرين عروسی اين دو ماه اخير رو رفتیم...و خيلی چسبيد...بيشتر از همه عروس و در درجه دوم داماد که همبازی و بهتره بگم دشمن خونين دوران کودکی و نوجوانی من بود:)...تنها بخيه ای که به عمرم خوردم تقصير داماد ديشب بود...توی مهمونخونه خونه ما داشتيم توی سر و کله هم ميزديم اونموقع من ۴ يا ۵ سالم بود و اون يه دفعه جا خالی داد و من با چونه رفتم توی شوفاژ...و الان چقدر تغيير کرده چقدر عاقل و جنتلمن شده...جنتلمن کلمه محبوب منه... اِندِ آخر يه آدم باوقار متشخص ميشه جنتلمن:)...اما ازون مهمتر خود عروس بود...ازون عروسايی که من باهاشون حال ميکنم...يه ماه قبل از عروسی توی مهمونی خانوادگی ديده بودمشون...قد بلند و لاغر...اما من که نتونستم جلوی خودمو بگيرم هی رفتم دور و برشون و بالاخره سر صحبت باز شد با عروس جديد...برام جالب بود که ما يه مدت طولانی داشتیم باهم حرف ميزديم و من اصلا احساس نمیکردم اين آدم رو برای بار اوله که ديدم...مهندس شيمی بود و با داماد توی يه شرکت همکار بودن...فوق العاده اطلاعات عموميش خوب بود و خيلی آدم راحتی بود...هميشه يه لبخند روی صورتش بود...جالب بود که اصلا صورت خوشگلی به اون معنی کلاسيک نداشت يا بهتره بگم ظرافت های دخترونه نداشت اما خوشرو بود و معتمد بنفس...يه نکته خيلی مهم ديگه ای هم که داشت اين بود که غذای چينی خيلی خوب بلد بود درست کنه:)))))

اما ديشب که نگاهشون ميکردم کنار هم, حال ميکردم...دو تا آدم بالغ که ميدونن از زندگيشون چی ميخوان و ميخوان با هم زندگی کنن...فکر ميکنم اين خيلی مهمه...مهريه عروس سری کامل لغتنامه دهخدا بود به اضافه شاهنامه و ديوان حافظ و خيام...اينکه اين نوع مهريه خوبه يا بد اهميتی نداره اما اين نوع برخورد با کليشه های زندگی رو دوست دارم چيزی که اصالت داره و مال خود خود آدمه...عروس ديشب يه حس خوبی به من ميداد نميدونم احساس ميکردم آدم مستقليه از نظر شخصيتی و خيلی بی عقده...اين خيلی مهمه...دخترها خيلی هاشون از يه جهاتی به همسرشون وابسته هستن...منظورم فقط مسائل مالی نيست...مثلا هر دو پزشکن و شوهره تا فوق تخصص هم ميخونه و خانومه بجاش بچه دار ميشه و ميشينه توی خونه...اين سيستم خيلی جا افتاده است که خانوم ها خيلی چيز ها رو بايد بخاطر خانواده کنار بذارن...خيلی از آمال و آرزوها رو و خيلی از لذت های زندگی رو...خيلی ها هم توی انتخاب هاشون نقايص خودشون رو جبران ميکنن...خودش آدم کمروييه ميره سراغ کسی که نه تنها پر رو باشه حتی پاچه ورماليده است...خودش خوشگل نيست يا فکر ميکنه خوشگل نيست ميره سراغ کسی که حتما قيافه خوبی داشته باشه...نه که اين چيزها مهم نيست  قطعا خيلی هم مهمه اما منظورم به عنوان زيربنای انتخابه...من کيف ميکنم زن و شوهر هايی رو ميبينم که ميتونن ساعت ها در مورد يه چيز با هم حرف بزنن...اونهايی که وقتی نگاهشون ميکنی به نظرت نمياد يکی زنه و اون يکی مرد ...دو تا انسانن که دارن با هم زندگی ميکنن و به يه نسبت بار زندگی رو بدوش ميکشن...نميدونم اما من اين نقش تعريف شده زن خونه و مرد خونه رو نه دوست دارم نه ميتونم بپذيرمش...و اين نقش ها با همه اينکه از طرف خيلی از آقايون در حرف و کلام پس زده ميشن و ميگن از زنی خوششون مياد که مثل خودشون آمال و آروزهايی برای آينده اش داشته باشه, فکر کنه , کتاب بخونه , روزنامه بخونه اما در نهايت ميرن سراغ همون کليشه دختر ناز...اشتباه نشه منظورم اين نيست که دختر نبايد ناز باشه يا جذابيت های دخترونه داشته باشه , ميگم نبايد صرفا ناز باشه:))...فکر ميکنم آدم وقتی به جايی برسه که احساس کنه خودش همه اون چيزهايی رو که هميشه آرزوش رو داشته بدست آورده يا در جهتش گام برداشته اونوقت کسی رو انتخاب ميکنه که کنارش و همراهش باشه...عروس ديشب, يه عالمه آرزوی خوب و قشنگ برات دارم... يه دنيا آرزوهای خوب بدرقه راهت ميکنم...اميدورام خوشبخت بشين...

/ 8 نظر / 22 بازدید
رضا

آخه عزيز جان ميدونی مشکل چيه !؟:) اينه که ناز بودن و بقيه اون نکات مثبتی که گفتی معمولا با هم در يه پکيج وجود نداره:))‌- گفتم معمولا استثنا هم قطعا هست!:)))))

پرستو

باهات کاملا موافقم. مخصوصا در مورد آقایونی که در ظاهر یه چیزی میگن ولی در عمل حتی تحمل یک ساعت زندگی با کسی رو ندارن که باهاشون قدرت برابری داره

پدرام

سلام... ميگم اينا رو بيخيال..اصل حرف دلتو بگو!!!

سورنا

به رضا: قبول دارم به پرستو: قبول دارم پرستو جان ولی جان من اينجا بحث های تبعيض نژادی راه ننداز به پدرام: اصل و فرعشو گفتم فرزند بعدشم ميدونی يک جنتلمن هيش وقت اينجوری با يه خانوم ناز حرف نميزنه يک هيچ شديم

ladybird

سلام.فکر میکنی چقدر عوش دامادا مث اینین که تعریف کردی؟چقدر آقایون به باطن زن اهمیت میدن؟منم با همه این حرفایی که نوشتی هم عقیده ام....به روز کردم به من سر بزن

laila

باد باد مبارک بادا انشا ا... مبارک باد

مهشاد

cheghadr safa kardam ba een matlabi ke neveshte boodi ... cheghadr parishab delam mikhast biyam amma az daste een emtehana . yani ba een tarifayee ke kardi ham kolli az aroos khosham oomad ham bishtar az shoma