untitled

از در که مياد تو مث باقی مريض هاست...سرم به نوشتن نسخه يه مريض ديگه گرمه که يه صدای مردونه توجهم رو جلب ميکنه...سرم رو بالا ميارم و ميگم بله بفرماييد...پيش خودم ميگم لابد نسخه ميخواد براش بنويسم...يه آقای ميانسال که پنجاه رو رد کرده...صورت آفتاب خورده ته ريش و سر و قيافه معمولی...ميگم جانم؟ کاری با من داشتين...مکثش کش دار ميشه انگار يه چيزی رو توی صورتش قايم ميکنه...پشت چشماش...آب دهنش رو قورت ميده و ميگه دخترم... و بعد اشکه که سرازير ميشه...من مات و مبهوت نگاه ميکنم...چی شده بابا جان دخترت چی شده؟ کجاست؟...همينجوری اشک ميريزه و باز همه نيروش رو جمع ميکنه که حرفاش مفهوم باشه...دخترم شيرازه مريض شده...بيمارستان نمازی بستريه الان يه هفته ای هست...باز مکثی ميکنه و ميگه خانومم زنگ زد گفت دکترا گفتن ... وباز اشک ميريزه با صدای بلند...مريضی که دارم براش نسخه مينويسم يه خانوم جوونه اشک جمع شده توی چشماش اما من هنوز همونطوری منتظر و آروم وايستادم...توی دلم ميگم وای به وقتی که يه پدر برای دخترش گريه کنه...باز توی گريه هاش ميشنوم که ميگه مننژيت داره دکترا گفتن به درمان جواب نداده...از جام بلند ميشم...صندلی رو نشونش ميدم و ميگم بشينيد...من چه کاری از دستم بر مياد پدر جان؟ ...ميگه دو تا بچه کوچيکترم هم قبلا مننژيت گرفته بودن دکتر داخلی اينجا بستريشون کرد و خوبشون کرد اين يکی که مريض شد دکتر داخليتون مرخصی بود...مادرش بردش شيراز...حالا من ميخوام بيارمش تا...باز گريه امونش نميده...تا دکتر داخليتون خوبش کنه...دلم ريش شده...چشام تار ميشه...ميگم پدر جان آروم باش مگه نميگی رفته بيمارستان نمازی اونجا ممکنه شلوغ باشه ولی امکاناتش ازين جا بيشتره نگران نباش کار درستی کردی فرستاديش شيراز...باز ميگه من ميخوام بيارمش اينجا...ميگم آخه پدر جان شايد وضعش طوری نباشه که بشه از اونجا تکونش داد شايد براش خطر داشته باشه...حالا شما بذار من به بيمارستان نمازی زنگ ميزنم حالش رو میپرسم بعد هم با دکتر داخليمون حرف ميزنم نگران نباش باشه؟...يه ذره آروم شده...ميگم برو بشين بيرون روی صندلی تا من زنگ بزنم شيراز...از در که ميره بيرون اون خانوم جوون مغموم ميگه طفلکی...ميرم سراغ تلفن...مرکز بی زحمت بيمارستان نمازی رو برام بگيرين...بلند ميگم بابا جان کدوم بخش خوابيده؟ نميدونم بخش داخلی...سلام من از فلان جا زنگ ميزنم پزشک عمومی هستم ميخواستم در مورد يه مريض سوال کنم...کدوم بخش خوابيده ميگم بخش داخلی...خانوم دکتر اينجا ۸ تا بخش داخلی داره!...پرستار تر و فرزمون که شيرازيه و تحت تاثير اون گريه ها قرار گرفته ميگه من بخش های اونجا رو ميشناسم...تصميم ميگيريم دونه دونه بخش ها رو بگيريم...به نتيجه نميرسم تا دوست نازنين برای تحويل شيفت مياد...تا بابای اون دختر رو ميبينه ميگه چی شده مگه نبردينش شيراز...و بعد برام ميگه که توی يکی از شيفتاش اين دختر اومده بوده با سردرد بدون علام مننژه و قبل از اون هم يه مدت طولانی لار بستری بوده و اون گفته ببرينش شيراز...گفتم پس ديگه سپردمش به خودت زنگ بزن شيراز ببین ميتونی بفهمی اوضاش چطوره...شب که دوباره ازش کشيک رو تحويل گرفتم گفت زنگ زدم گفتن علايم مننژه داشته با شک به مننژيت براش سفترياکسون و وانکو مايسين شروع کردن اما هنوز به درمان جواب نداده قراره فردا  دوباره LP ش کنن...تو دلم ميگم خدا کنه جواب بده خدا کنه...

يه پيرزن ترو تمييز...دستاش رو حنا گرفته بيشتر از اونی که بگه مشکلش چيه قربون صدقه ام ميره و سوال میپرسه...ياد مامان بزرگ خودم ميوفتم به قول خودش کنجکاو:))...دارم معاينه اش ميکنم که ميگه مادر جون شيرازی هستی؟ ميگم نه...پس خونتون کجاست...ميخندم و ميگم تهرانی هستم...يه دفعه ميگه وای تهران! بميرم اينهمه راه رو چه جوری ميای مادر؟ ميخندم و ميگم خب ديگه...بعد با يه نگرانی مادرانه ای ميگه با مادرت که هر شب حرف ميزنی نه؟ تو دلم ميگم طفلکی مامان اين سری که هر دو سه شب يه بار به زور باهاش حرف زدم...ميگم آره شما نگران نباشين و ميخندم...پسرش ميگه اين مادر ما مادر نمونه است ها ...ميگم معلومه...ميبرمش تا نوار قلب ازش بگيرم...همچين که نوار رو ميگيرم بی مقدمه ميگه وای تهران! چه جوری آخه اين همه راه رو ميای مادر:)) ...نوار رو که ميگيريم مياد و منو ميبوسه مواظب خودت باش مادر دستت درد نکنه و ميره...

/ 21 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
امير

salam refigh chetory khubi khoshmigzare webloge jalebi dari omidvaram movafagh bashi khosh hal misham az webloge man didan koni va age bekhay az un tuye webetun estefade konid mer30 refigh

آذین

سلام به بهترین خانوم دکتر دنیا باشههههههههههه،دیگه واسم هیچی نمی نویسی.باشه ولی من هر روز وبلاگتو می خونم و برات آرزوی چیزای خوب می کنم.

آزاده

ديدن اين چيزا خيلی سخته..نمی دونم چه طوری پزشکا تحملش می کنن... البته قبول دارم که کار نيکو کردن از پر کردنست آآآآ ولی خوب بازم سخته....

مرکز پخش

ما شكست نا پذيريم مبارزه با سانسور، مبارزه با خفقان اينترنت آزاد حق همه ما است اگر در ايران زندگي مي كنيد و براي ورود به سايت مورد نظرتان، با سانسور جمهوري اسلامي مواجه مي شويد. اگر از فيلتر جمهوري اسلامي به تنگ آمده ايد. اگر نياز به فيلتر شكن هاي جديد داريد. اگر . . . ما افتخار داريم كه از اين به بعد ، ليست جديد ترين فيلتر شكن ها را از طريق ايميلتان در اختيار شما قرار دهيم . مركز پخش فيلتر شكن با هدف شكستن فيلتر و سانسور براي كاربران ايراني كار خود را آغاز كرده است. اينترنت آزاد حق شما هم هست. براي عضويت در گروپ مركز پخش فيلتر شكن و دريافت جديدترين فيلتر شكنها به آدرس زير مراجعه كنيد: http://hpgroups.4-all.org/ در صورت فيلتر بودن آدرس بالا از طريق يكي از وبلاگهاي زير عضو شويد: http://websfree.blogfa.com/ http://freewebs.blogfa.com/ همچنین لینک باکس تازه تاسیس مرکز پخش آماده ثبت لینک شما و نمایش برای حدود 7000 کاربر میباشد: http://mpflinkbox.mihanblog.com/ در صورت بروز هرگونه مشكل در مراحل عضويت با ايميل زير تماس بگيريد: rad842005@yahoo.com

يوشا

سلام من یوشا هستم مدیر وبلاگ شیرازی وبلاگ شما را دیدم وبلاگ زیباو پر محتوایی دارید به همین دلیل امکان ثبت شما در لینکستان ایرانی وجود دارد. ما میتوانیم آمار بازدید شما را حداقل 500 بازدید در روز افزایش دهیم. جهت ثبت وبلاگ شما در لینکستان ایرانی به آدرس زیر مراجعه کنید http://topshiraz.blogfa.com/post-51.aspx منتظر شما دوست عزیز هستم http://topshiraz.blogfa.com/ موفق و پیروز باشید بدرود

عادله

خدا خيرت بده مادر

مهران فره راز

با سلام. من مهران فره راز هستم.۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم. من يک ساب دامين دارم که از پر بيننده ترين وب سايت های ايرانی. سايت من تشکیل شده از زندگی نامه ئ من و یک سری عکس. بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو بخونید چون ممکنه اثر خاصی تو زندگيتون داشته باشه. و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد به آدرس ای ميل من بفرستيد و يا آی دی منو اد کنيد تا در يک فرصت مناسب با هم چت کنيم. از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن میخوام که به ساب دامین من هم تشریف بیارن و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته های من به من بگن. با تشکر... مهران فره راز. سايت من : URL:Http://www.Mehranfarahraz.4t.com ایمیل من : Mehranf8398@yahoo.com

مهران فره راز

با سلام. من مهران فره راز هستم.۲۴ سال سن دارم و در بلوار ابوذر خيابان پيروزی تهران زندگی می کنم. من يک ساب دامين دارم که از پر بيننده ترين وب سايت های ايرانی. سايت من تشکیل شده از زندگی نامه ئ من و یک سری عکس. بهتون پيشنهاد مي کنم که نوشته های منو بخونید چون ممکنه اثر خاصی تو زندگيتون داشته باشه. و خوشحال ميشم اگر نظری داشتيد به آدرس ای ميل من بفرستيد و يا آی دی منو اد کنيد تا در يک فرصت مناسب با هم چت کنيم. از دوستانی هم که به این وبلاگ سر می زنن میخوام که به ساب دامین من هم تشریف بیارن و نوشته های منو بخونن و نظرشونو در مورد نوشته های من به من بگن. با تشکر... مهران فره راز. سايت من : URL:Http://www.Mehranfarahraz.4t.com ایمیل من : Mehranf8398@yahoo.com

سورنا

به فرشته: مرسی به ليدی برد: مرسی خانوم تو لطف داری به من به هستی: سعی ميکنم کوتاهش کنم به عليرضا: قطعا خيلی وقتها هم اعصابم خورد ميشه ولی روی هم خيلی انرژی ميگيريم از مريض هام...فکر ميکنم اون حس مفيد بودن چون ارضا ميشه کارم رو دوست دارم الان يه دوجين فيلم مطرح دارم که هنوز نرسيدم ببينم به vermillion مرسی عزيزم