جمعه روز بدی بود...روز بيحوصلگی...

چند روزه که تنهام.همه رفتن مسافرت...من موندم و درسهای نخونده...يکی دو روز اول خيلی خوب بود.آرامش خونه خيلی برام لذت بخش بود...اما باز جمعه شد و سنگينی حضورش و کرختی های همراهش روز منم خراب کرد...ديگه کلافه شدم...همه خوشحاليم از اينه که کم کم داره اين بعد ازظهر دلگير تموم ميشه و شب ميرسه وپشت سرش فردا که روز ديگريست...هميشه از روز تعطيل بدم ميومده همه چيزفلج ميشه يه جور آرامش همراه با بيحسی و مردگی با خودش داره..

 ميخواستم ديگه تا مطلب جالبی نداشته باشم ننويسم از نوشتن روزمرگی ها خسته شدم...بايد اين امتحان لعنتی بگذره تا بتونم در مورد چيزای دلخواهم بنويسم ...

چقدر جو اين مطلب سنگين شد! همش تقصير اين جمعه است مخصوصا که عادت کرده باشی بری کلاس آلمانی و بجاش اين ترم بهت بگن کلاس به حد نصاب نرسيده...

ولی فردا دوباره همه چيز از نو شروع ميشه...همه جا زندگی جريان پيدا ميکنه و منم با خودش همراه ميکنه...

 پس تا فردا...

/ 9 نظر / 10 بازدید
حمیدرضا

سلام واسه همه جمعه روز بدی خوب اميدوارم از پس اين درسها بخوبی بر بيای موفق باشی

اکرم

سلام دوست خوب و نارنجی من!خوبی؟کلی دلم واست تنگ شده بود..آخی...تنهايی است و هزار جور ناراحتی!

lili

موافقم بدترين غروب ،غروب جمعه هاست/مرسی اومدی ....بازم بيا

lili

بازم منم سورنای عزيز جواب سوالم رو درست دادی شانه

soheil

سورنای عزيزم سلام٬ مرسی به وبلگم اومدی ٬ می تونم نوشته ها رو که بصورت عکسه برات ايميل بزنم٬ اگه دوست داشتی.

soheil

به جمعه فکر نکن٬ به ارزش زندگيت فکر کن٬ و نگذار روزهای قراردادی که دست ساخته ی خودمونه ٬ باعثه از دست دادن لحظه های طلائی زندگيت بشه....

Kourosh

اينترنی با تمام سختيهای خاص خودش و کشيکهاش حسن و خوبيش اينه که ديگه از امتحان دادن راحت ميشی ! .. البته تو بعضی بخشها هر بار مورنینگ دادن خودش بدتر از ۱۰۰ تا امتحانه !

عبدالحامد

سلام نوشته های قشنگت را خواندم و البته لذت بردم . همه ما همينطور هستيم . اميدوارم پاينده باشی