پوست انداختن

فوبيا شايد بهترين واژه ايه که ميشه براش بکار برد....يه جور ترس بيش از حد و غير عادی در مورد مسائل بی اهميت...که برای من تازگی داره برای منی که توی موقعيت های ترسناک هميشه هيجان زده ميشم اما در کمال ناباوری ميبينم که اين منم که دارم ميلرزم از ترس و نه از هيجان...

خيابون ما رو بستن...ماشين ها مرتب ايستادن پشت هم و تکون نميخورن...تو ميری جلو و من پشت سرت...همينطور ترقه و صدای بلنده که بگوش ميرسه...تو داری ميری و من پشت سرت...سعی ميکنم قدمهام رو تند تر کنم تا به تو برسم...آره يه دختر کوچولو ام يه دختری که ناتوانه يه دختری که ترسيده که با هر صدايی که مياد نيم متر میپره بالا و همه بدنش ميلرزه...همه وجودش منقبض شده و تو نميبينی ...ميری و ميری و من مستاصل اشک ميريزم...

مغازه های اکباتان...اون بازارچه های تو در تو...چه ذوقی داره باز چهار شنبه سوری...يه جايی هست که هيچ کس ازش رد نميشه...يه زمين خالی ...و از قضا من و مامان و خواهر شيطون از همون جا رد ميشيم و يه دفعه يه صدای مهيب و يه عالمه شيشه میپاشه توی سر و صورتم...من ميخکوب شدم...صدای خنده يه سری پسر مياد...دستم سوخته...يه نگاه ميندازم به اون صورت های خندان و يه دفعه از فکر اينکه ممکن بود اين شيشه ها بجای دستم چشمام رو بسوزونه و اونها باز بخندن وحشت ميکنم...از فکر اينکه انقدر اين قضيه براشون بی اهميته و انقدر ساده هر چيزی ممکنه اتفاق بيوفته...

يه سری آدم...يه سری آدم راحت که زندگيشون رو زندگی ميکنن و من بين اونها چقدر منقبضم ...همه چقدر راحت خودشون رو رها کردن بی قيد و شرط...چقدر سعی کردم که جدا شدم از اون چيزی که هميشه بودم چقدر سعی کردم پوست بندازم و خود واقعی م رو نشون بدم به خودم به بقيه و باز انگار کافی نيست انگار باز کسايی هستن که فرسنگ ها از تو جلوترن...کسايی که خود خودشونن بی هيچ نقابی بی هيچ حجابی بی هيچ صورتکی که زيرش قايم بشن که زيرش احساسشون رو قايم کنن... به خودم قول ميدم که اين يه نقطه شروع باشه...شايد همون تغييری باشه که دلم ميخواد ...ميدونم که بالاخره اون روز ميرسه بالاخره اون زمانی ميرسه که خودم احساس کنم با دنيا راحتم ...که توی قيد و بند های خودم گير نکردم که خودم خودم رو محق بدونم برای خيلی کارها برای خيلی اشتباه ها...شايد اين همون چيزيه که دنبالشم و بهش نميرسم...و چه تلاش دلچسبی ميشه...الان احساس ميکنم اون فاصله گنده ای رو که بين ما و بچه های اون ور آبی وجود داره...اون غل و زنجير های دست و پاگيری که به روحمون بستيم برای ابراز وجود کردن برای ابراز کردن همه اون چيزهايی که توی قلبمون توی ذهنمون ميگذره و هميشه با احتياط بهش نگاه کرديم با ترس از قضاوت شدن...اما چرا آدم بايد توی همچين نقطه شروع باشکوهی اشک بريزه...شايد چون تو سرت رو انداختی پايين و رفتی...شايد چون من لرزيدم و اشک ريختم...شايد...شايد...

/ 32 نظر / 22 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مجيد

سلام . ويژه نوروز ۸۶ يه آپ ويژه کردم

حسین

سلام وب لاگ بی ریایی دارید! در پناه او

حميد

سلام چرا حالم نمي پرسي؟ بيا با بهار بيا و بگذار جاي قدمهايت شکوفه هاي لبخند برويند. و فراموش نکن که: چاي دغدغه عاشقانه خوبيست براي با تو نشستن بهانه ي خوبي ست آخرين چاي تازه دم امسال سربلندي ايران وايراني است وقتي که دشمنانش آنقدر حقير ميشوند که تنهابا ساخت يک فيلم ميخواهند تاريخ با شکوه يک ملت را عوض کنند... بيا که منتظرم

سورنا

پگاه عزيزم خوشحالم که از خودت خبر دادی نگرانت شده بودم...من تازه طرحم رو شروع کردم عزيزم بيخبرم نذار به ناتالی: ممنون تو هم همينطور نورای عزيزم تو هم سال خيلی خوبی داشته باشی اميدوارم سال ۸۶ سال متفاوتی برات باشه عزيزم

لعيا

بی نقاب زندگی کردن چندان کار ساده ای نيست... هر جای دنيا که ۴ تا آدم پيدا می شه! آدم بی نقاب مثل بدن بدون پوست می مونه... هميشه در معرض خطر، بی محافظ... دل شکسته و چشم گريان کنارش می ايد، برای همونی که گفتی... شايد چون تو سرت را انداختی پايين و رفتی... شايد از تنهايی بی نقابی... شايد چون فقط ۱۰٪ از ادمهای کره زمين می دانند چه می گويی... شايد از ديدن اين همه بی قيدی و نادانی... شاید از این که نمی دانند بد بودن چندان سخت نیست و هنری هم به حساب نمی اید... و خوب بودن برای همه خوب است و شاید گاهی سخت... و فقط به این خاطر سخت که تنهایی... چقدر دلم پر بود... ببخشید به اميد خبرهای خوش در طول راهی که شروع کردی...

یک دوست

متاسفانه بسیاری از سنتهاکه می تونه جالب باشه دست خوش تحریف شده . منظو رت از نقاب و اینجور چیزها را نمی فهمم ولی اینو میدانم که مردم ازاری تو هر مذهبی نکو هش شده . راستی تو عیدی فیلم خیلی دور خیلی نزدیک رو دیدم همش یاد شما بودم.

Vahid

مطالب جالبی داری به ما هم يه سری بزن

openclose

هر انچه که می خواهید و میدانید و به دنبال ان میگردید رایگان رررررررررررررررررایگان رررررررررايگان ررررررررررررررايگان

openclose

هر انچه که می خواهید و میدانید و به دنبال ان میگردید رایگان رررررررررررررررررایگان رررررررررايگان ررررررررررررررايگان

openclose

هر انچه که می خواهید و میدانید و به دنبال ان میگردید رایگان رررررررررررررررررایگان رررررررررايگان ررررررررررررررايگان