ليلی گلستان

ديروز بالاخره  کتاب تاريخ شفاهی ادبيات معاصر  گفتگو با ليلی گلستان روخريدم...و يه نفس خوندمش تا تموم شد...نثر ليلی گلستان پر کشش و جذاب بود...و جدا از اون مطالب خيلی خواندنی بودن...اولين بار توی صفحه يادداشت سر دبير هفت , يادمه آقای اسلامی در موردش نوشته بود و من از همون موقع دنبال فرصت بودم که بخرم و بخونمش...از ليلی گلستان ترجمه های خوبی خونده بودم مخصوصا در زمينه هنر معاصر اون سری کتاب های کوچولوی شگفت انگيز که دبير مجموعه بود خانوم گلستان...حاضر آماده های مارسل دوشان که اون فضای سوررئاليستی ذهنی اون روزهای منو تکميل ميکرد , اما بيشتر شناختم از ليلی گستان بخاطر اين بود که دختر ابراهيم گلستانه...ابراهيم گلستانی که بجز خدمتی که به سينما و هنر اين مملکت کرده , بخاطر گلستان فيلمش و بخاطر خانه سياه است و روی هم خود فروغ يه دورانی خيلی بهش فکر ميکردم...اين آدم يه قسمتی از دوران نوجوانی من رو پر کرد...خودش شايد نه بيشتر سايه اش , تاثيرش روی دنيای فکری فروغ , که شاعر محبوب من بود...ميدونستم که آشنايی فروغ با گلستان اون رو متحول کرد سوقش داد به سمتی که الان ما فروغ رو ميشناسيم... يه هنرمند...خانه سياه است هنوز هم که هنوزه به نظرم فوق العاده است , خارق العاده است و ميدونم که اگه گلستانی وجود نداشت اين فيلم هم ساخته نميشد...ابراهيم گلستان برای من فيلمساز خشت و آينه نبود , يه نقطه عطف بود در زندگی فروغ... يه سکوی پرتاب...در مورد گلستان و فروغ  از همون موقع خيلی ها نوشته ن ...خيلی ها خواستن کنجکاوی کنن تجزيه و تحليل کنن محکوم کنن اما قطعا هيچ کدوم نتونستن بفهممن که حقيقت چی بوده...من در دوران نوجوانی خيلی فکر ميکردم به اينکه همسر گلستان و بچه هاش چه احساسی داشتن در مورد فروغ ...توی سه گانه آقای صفاريان کاوه جواب اين سوالم رو داد :گفت فروغ خيلی از نظر ذهنی به گلستان نزديک بود...انقدر که بعد از مرگ فروغ يه مدت پدرم توی يه دنيای ديگه بود با هيچ کس حرف نميزد و...اون طوری حرف ميزد, بدون بغض که برام جالب بود...

توی اين کتاب ليلی در مورد فروغ حرفی نميزنه اما در مورد پدرش زياد حرف ميزنه با حالت عجيبی که ترکيبی از ستايش و عصبانيته...اما ليلی خيلی خوب حال و هوای خانواده گلستان رو با نثر ساده و روانش توصيف ميکنه...گرچه کتاب گفتگو هستش ولی مث يه رمان ميمونه...حال و هوای زندگی خانواده گلستان رو در اون سالها که ليلی کوچک بوده , ارتباطشون با بزرگان ادبيات مث هدايت , آل احمد  , چوبک , اخوان و...همه همه رشک بر انگيزه...فضايی که اون و کاوه توش بزرگ شدن يه فضای ايده آل فرهنگی و هنری بوده گرچه هميشه ليلی سايه سنگين عظمت پدرش رو احساس ميکرده ولی تونسته ازين سايه جدا بشه و خودش ميگه :کتاب زندگی جنگ و ديگر هيچ فالاچی رو که ترجمه کرده بودم و معروف شده بود يه بار چند نفر توی خيابون پدرم رو ديده بودن و اشاره کرده بودن که اين پدر ليلی گلستانه:)...

من خوندن اين کتاب رو بشدت به همه دوستداران ادبيات ايران توصيه میکنم:) بشدت کيف ميکنيد از خوندنش شک نکنيد03.gif 

/ 37 نظر / 14 بازدید
نمایش نظرات قبلی
ساتيا

سلام؛ کجايی؟ حتمن رفتی ولايت!!!! هر جا هستی صحيح و سلامت باشی. روز پزشک مبارک!

هستی

خانم دکتر روزتون مبارک...ما منتظر آپ های خوشگلتون هستيما!

پدرام

سلام.. اااا..تو که هنوز تو ليلی گلستان گير کردی که!..من يه دور رفتم ولايت و برگشتم تو کجايی پس؟!.. قرارم نزاشتيم که!!.. فعلا اومدم تبريک بگم.. روزمون شديدا و اکيدا به ای نحو کان از اونجای ته ته ته دلم بهت تبريک ميگم..باشد تا ازينا شود!.. درمانت مستدام بادا بادا مبارک بادا ايشالا مبارک باداااا!!..

مجید

روزت مبارک خانم دکتر مهربون

مجید

چون پارتیت کلفته دوبار برات تبریک گذاشتم

محمد

«سلام دوست خوبم خواستم ببینم شما حاضرید لینک باکس ما رو در وبتون قرار بدید ؟ در عوض من تضمین می کنم بازدیدتون بیشتر بشه حیف نیست این همه وقت می زارید اما مخاطبتون کمه ؟ الان دو تا از بزرگترین وب سایت های تفریحی که هر کدوم روزانه بیش از 3 هزار بازدید دارن لینک باکس رو قرار دادن واسه همین بازدیدتون چند برابر میشه براتون ارزوی موفقیت می کنم راستی این ایدی منه اگر دوست داشتید پی ام بدید تا بیشتر با هم اشنا بشیم به امید همکاری های بیشتر دوستدار همیشگی شما محمد starry_mrt این هم امار ما که توی این مدت خیلی کم به این حد رسیده و امید داریم تا 2 هفته دیگه به چند برابر برسه البته با یاری دوستان گلی مثل شما بازديد هاي امروز : 33785 بازديد هاي ديروز : 43416 كل بازديدها : 444375 اگر با چگونگی گذاشتن لینک باکس مشکل داشتید به صفحه زیر برید» »http://picturee.persiangig.com/rahnama.htm«

رضا

بعد از مدتها سلام...ان شاا.. که خوب و سلامتيد.کتاب خانم گلستان واقعن جذاب بود فقط همون بثی که در مورد فروغ نوشتيد کمی آزار دهنده بود به نظر من.به نظر من کاوه شايد به دليل بچه بودن در آن روزگار خيلی بيطرفانه تر در مورد فروغ قضاوت کرده.اما ليلی خانم به نظر من از آنجا که نتوانسته مسيله فروغ را پيش خودش حل کند نظر مناسبی در مورد ايشان نداده اند.تکذيب توانايی فروغ در مورد شعر واقعن از آن حرفهايی بود که کسی غير از ليلی گلستان با آن ذهنيت منفی؛نمی توانست داشته باشد.موفق باشی

سورنا

به به سلام:) چطوری رضا جان کم پيدايی:) درسته قبول دارم حرفت رو اينکه آدمی مثل خانوم گلستان شعر های خانوم بهبهانی رو به فروغ مثلا ترجيح بده يه ذره بعيده ولی خب ميدونی ما هيچ وقت شرايط زندگی اونها رو تجربه نکرديم...من حق ميدم که بعد از اينهمه سال خانوم گلستان نتونسته باشه با قضيه بی طرفانه برخورد کنه...از طرفی اين ارتباط برام هميشه محترم بوده و هست و خواهد بود...من به هر دو طرف حق ميدم...